تبليغاتX
محمد طلا - مرد شمشیری
تشکر
هانیه و آجی معصومه تشکر!   هانیه و آجی معصومه برام کادو  آوردن.من هم تشکر کردم .

از همه کسایی که برام نظر گذاشتن تشکر می کنم.بزرگ که شدم میرم تو وبلاگتون براتون نظر می ذارم که خوشحال بشید.   ۳  تا گل هم براتون می ذارم.

امروز توی مهد همه چی یاد گرفتیم. بعد خیلی خوش گذشت. خوشحال شدم. پاییز سه ماه داره.

سه ماه فصل پاییز       مهر و آبان و آذر

تو پاییز برگ درختا رنگ عوض می کنه .بعد می ریزه همش.

۱۲۳۴۵۶۷۸۹۱۰۲۰۳۰

 

پارک قمصر
پارک قمصر خیلی خوب بود.تاب رفتم.

پارک قمصر
با بابا بازی کردیم.

بهشت پنهان در مسیر قم- تفرش
با چوب زدم به درختا.خوش گذشت.

این عکس ها مربوط به سفر قم می شوند.

نویسنده: محمد و مامان

گزارش تصویری تولد
محمد در حال دعوت کردن مهمونا

روشن شدن شمع ۴ توسط باباجون محمد

و آتشفشان!!

معصومه و عروسکی که در هنگام خرید کادوی تولد محمد گیرش اومده ؛ محمد ؛مهدی ؛سعید و هانیه!

بریدن کیک و چشیدن خامه شکلاتی های دورش!

دادن کیک به مهمونا و بابا

هدایای تولد

اینم باز شده کادوها.دست عمه و عمو و باباجون و بی بی جون و خودمون درد نکنه!

از همه عزیزانی که تولد محمد رو تبریک گفتن با نظر دادن و همه کسایی که دوست داشتن تبریک بگن و به هر دلیلی نشد تشکر می کنم.ایشالا تولد ۱۲۰ سالگی خودتونو تبریک بگیم.

نویسنده: محمد و مامان

جشن تولد محمد
فردا تولد محمده و چون امسال جشنمون کوچولوه و خواستیم که بابا و باباجون و عموها و شوهر عمه محمد هم حضور داشته باشند مراسم رو امروز یعنی جمعه گرفتیم. همه مهمونا هم همینا بودن که گفتم : باباجون، بی بی جون، عمه نجمه با عمو احمد و مهدوی و سعید ، عمو رضا با زنعمو و هانیه و آجی معصومه ، عمو ابراهیم و عمه نازنین و آقابزرگ و خاله زینب(پدربزرگ و خاله مامان محمد یا همون شوهر عمه و دختر عمه بابای محمد)
محمد هم خودش زنگ زده و مهمونا رو دعوت کرده.
الان باید برم خونه رو برای جشن آماده کنم و وسایل تولدو درست کنم و بادکنکا رو باد کنم و بچسبونم.عکسها رو سعی می کنم فردا بذارم و اینجا براش یه جشن تولد مجازی بگیرم.

نویسنده: محمد و مامان

قم می ریم
خیلی خوش می گذره .همگی سرمازده نشیم.باید دستکش بپوشیم. خیلی اونجا سرد ممکنه باشه.ما در حال درآوردن لباسای زمستونی از توی چمدانها هستیم برای سفر قم ، برای همین محمد جوگیر لباسای زمستونی و دستکشه. وگرنه اهواز هنوز کولر روشن می کنیم و لباس تابستونه می پوشیم!

داریم میریم قم که خیلی من خوشحال بشم.

 قم کی هست؟ مامان جون ، آقاجون ، دایی علیرضا ، خاله فاطمه و عمو روح الله شوهر خاله م .اردکم هم بامون میاد قم.میره به گنجشکاش میگه سلام.کنجشکای قم ،منتظر ما هستند.منتظر من و اردک و مامان و بابا و عمو ابراهیم.

قم حرم داره . حضرت معصومه خواهر امام رضا ست.

آب - بابا : کلمه هایی که محمد بدون کمک مامان می تونه اونا رو تایپ کنه و بخونه.

 

نویسنده: محمد و مامان

یواشکی
بهم نخندیدا
به محمدم نگید من این مطلب رو نوشتم.
قبول؟
خب حالا که قبوله می رم سر اصل مطلب که یه سواله:

امسال روی کیک تولد محمد چند تا شمع باید بذارم یا شمع چه عددی رو باید بذارم؟ ۴ یا ۵؟با توجه به اینکه ۴ سالش تموم میشه و میره تو ۵ سال. یعنی متولد آبان ۸۲.

منتظر جواباتونم!

نویسنده: محمد و مامان

تشکر از آقای شریفیان-بازی اینترنتی
۱- از اقای شریفیان عزیز به خاطر نظراتی که می گذارند ممنون.معلومه که سنشون از همه بیشتره و بزرگ ما هستند چون خیلی خوب و مناسب ِ محمد نظر می گذارند و هم من و هم محمد خیلی خوشمون می اد. محمد که حتما وقتی نظرات ایشون رو می خونم جواب میده .حس می کنه همون موقع میتونه جوابشون رو بگه
فکر کنم بشه به ایشون گفت بابابزرگ مجازی . اگر اجازه بفرمایند

۲- بچه دارهای ماهواره دار ، احتمالا baby chanel tv رو می شناسند.من توی سایتش هم عضو هستم. چند روز پیش که سر می زدم به سایت یه بخشی دیدم که می تونید برای بچه ها توش کلیپ تولد بسازید. فعلا یه دونه همینجوری ساختم برای ممد تا یه عکس خوب و با کیفیت پیدا کنم براش.ببینیدش.

3- محمد حسابی از بازی های سایت babytvchannel.com خوشش اومده و اگر بذارم می خواد همش بازی کنه. از اول باهاش شرط کردم که روزی یه بار و خیلی کم.دیروز که داشت بازی می کرد کامپیوتر من خود به خود خاموش شد. محمد با بغض زنگ زده به بابا که بابا بیا کامپیوتر رو درست کن. گریه می کرد همچین ، انگار چی شده. بعد از سه ساعت که دوباره کامپیوتر رو روشن  کردم محمد کلی خواهش کرد که براش بازی بذارم اما گفتم قرارمون روزی یه بار بوده و نمیشه دیگه. آخرشم با امید فردا صبح قبول کرد و بی خیال شد. خدا کنه امروز زیاد اذیت نکنه سر این موضوع! بهش گفتم "اگه بخوای زیاد بشینی پای کامپیوتر و بازیهای دیگه نکنی ،دیگه اصلا حق نمیذارم بشینی .کامپیوتر برای بچه ها ضرر داره.فقط یه کم میشه باهاش کار کنن" خدا کنه افاقه کنه!

-------

خبر خبر خبر

یه وبلاگ جدید راه اندازی کردم با عنوان کتاب کودک سر بزنید و راهنمایی کنید ، لطفا!

 

نویسنده: محمد و مامان

مهد کودک
عکس گرفتم .آقای عکاس ازمون عکس گرفت. اولش لباسایی که آورده بودم .
(لباسایی که از خونه فرستاده بودم مخصوص عکس گرفتنش).
بعد با لباسای اونوری. لباس پلیس و دوماد بود. سه تا پوشیدم.


حال کردم.مهد کودک بازی کردم ، شادی کردم. زیراکس کار کردیم.زیراکس ِ چسبوندنی بمون دادن.
با چسبامون چیزای دسشویی رو چسبوندیم. مسواک ، خمیر دندون ، لیوان ، حوله.

 

مسواک قبل از خواب

نویسنده: محمد و مامان

واکس زدن
امروز خودم لباسای خونه رو درآوردم و لباسای بیرون پوشیدم .کفشامو واکس زدم ، بعد هم رفتم دستامو باصابون شستم و با حوله خودم خشک کردم.

هواپیمام خواب نبود.داشت یه کم شعر می خوند.(امروز سه شنبه ، روز هواپیماست)

الانم منتظریم که سرویس بیاد و محمد بره مهد کودک و همزمان جر و بحث که کفشاتو بپوش و جواب که مامان من خسته شدم.و در نهایت:

مامان بنویس محمد داره کفشاشو پاش می کنه.

کفشای واکس زده

با توجه به نزدیک شدن به تولد محمد هر گونه پیشنهاد در زمینه نحوه برگزاری جشن تولد مجازی و واقعی و این که کادوی مامان بابا چی باشه پذیرفته می شود. هر چی پیشنهادتون در زمینه برگزاری جشن کم خرج تر باشه بهتره

یه لیست هم از نیازمندی های محمد تهیه شده که درصورت تمایل در اختیار متقاضیان قرار خواهد گرفت

نویسنده: محمد و مامان

درباره من
من 19 آبان 1382 ساعت 13:45 اومدم تو این دنیا!!!
من -مامان محمد- این وبلاگ رو برای پسر گلم ساختم تا هر چی دوست داره بنویسه.
جمله های قرمز (یا زرد) رو خودش گفته و من کلیدها رو نشونش دادم و تایپ کرده.جمله های صورتی رو گفته و من نوشتم.جمله های بنفش رو هم من بدون اجازش نوشتم.
نظرات دیگران خیلی خوشحالش می کنه!!
لطف کنید توی نظرات محمد رو مخاطب قرار بدید که من عینا براش بخونم.!!!
ممنونیم که سر زدین!
********
این قالب رو من تو اولین روزای سال 1388 با استفاده از عکسا و نقاشی های محمد درست کردم و به عنوان یه عیدی مجازی به پسر گلم هدیه میدم.




موضوعات وبلاگ
اختراعات من
کارهای خوب من
شیرین زبونی های من
گذشته ها
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
کتاب کودک
اسمایلی های من
خاله فاطمه
کودکانه عمو پورنگ
دایی علیرضا
آجی معصومه- دخترعمو
هانیه جون- دخترعمو
سالار و مامانش
آقا مهدی
هایکو
بلاچه-پرنیان
به خاطر خودم میگی؟-حسین
دل آرام
سارا
آرش
ماهان و نیکان
ایلیا
دیبا و پرند
سایت کودک
ریحانه
امیرعلی
آرین
علیرضا
تینا و سینا
نوید
ماه تی تی- سارا و علی
پویان
ایلیا-حس قشنگ مادری
روبین
باران
پگاه و پارسا
کیان و کیارش
هیراد
کیارش و کسری
پگاه ، پویا و پایا
کیانا و رایان
ستایش
نسیم
مهدیار
جمعمون جمعه- دایی بهنام
ليست وبلاگ‌های به روز شده
مانا و مانیا
عرشیا
زهرا
امیرمهدی
امیرحسین
پارسا و پریسا
محمدمهدی
آراد
ستایش
عسل
تندیس
کامیار
ایلیا- ماهی کوچولو
ایلیا-یادداشتهایی برای پسرم
آئین
کیارش
ارشیا
فاطمه سادات
مهدیار ِ مامان ثمانه
آندیا عسلی
نیما-شیرپسر
وندا و هانا
ثنا
مانی
باران
امیر و آذین
نورا
آراد2
شکلکهای کوچولو،برای وبلاگ کوچولوها
رادین
آرش
**ابوالفضل و زینب**
نی نی سایت
فاطمه سادات خانم
شایا و آنیتا
میثم
محمدامین
امیرمحمد
زهراسادات
صدرا
دنیا و دانیال
آراد3
محمدعلی
امیرحسین2
فاطمه و سارا
محمد-بهارنارنج
ارشیای مامان هاله
سپهر ِ مامان اعظم
نازنین فاطمه
آریا
حسام الدین
سارا و محمد
دوستان خوزستانی
آرین
موژان
آرتیمان
آیلین
امیرعباس
ایلیا
فرشته های مهربون
رضا
کیارش
ارغوان
محمدمهدی
سپهر
نوید
نیکان
یونا
امکانات

  RSS  

این قالب توسط زهراسادات نوری،مامان سید محمد با استفاده از تصاویر و نقاشی های محمد طراحی شده است.