از اون جایی که من خیلی به روز هستم، این مطلب مال ۴/۳/۸۸ هست یعنی بیش از دو هفته پیش.
پسر خلاق من یه پارک بازی ساخته شامل تاب، سرسره، استخر توپ، رستوران، صندلی برای استراحت مامان و باباها، پارکینگ و نگهبان:
اول تاب رو ساخت بدون این که هدفش ساختن یه پارک کامل باشه. خیلی هم باهاش ور رفت تا تابی که میخواست بشه. هم بچه روش راحت بشینه، هم خوب حرکت کنه تا این که با کمک من و ایده های جالب خودش موفق شد:

این یه نمای کلی از پارکش بعد از تکمیل:

رستوران و میز و صندلی ها و مشتری هاش.اون قرمزه و تشکیلات اطرافش آشپزخونه رستوران هستن.

گاوه کنار آشپزخونه است. احتمالا محصولات لبنی تولید به مصرف هستن. ظرف علف گاوه هم جلوشه!

تاب که یه بچه سوارشه و استخر توپ

اردک، نگهبان پارکه و مواظبه همه بلیت بدن و بعد برن تو پارک

سرسره و یه بچه در حال بازی

داره یه صندلی میذاره برای مامان و باباها که وقتی بچه هاشون دارن بازی می کنن، خسته نشن.قربون پسر مهربون خودم

اینم شاخ چراغ دار سیرک ایتالیا!
بعد رفتیم بیرون، شب که برگشتیم همه رو خراب کرد. گفتم چرا؟ گفت زلزله اومده!

نویسنده: محمد و مامان
|