-خب باشه دگه بعد از این غذا، هیچی نمی پزم. از امشب شام نمی پزم.
-نه نگفتم که هیچ وقت غذا درست نکن. یه روز در میون.
- اون وقت اون روزایی که من غذا درست نمیکنم، شما چه کار میکنی؟
-خب معلومه.بابا منو می بره رستوران!!!!!!!!!!!!!!!!!
نویسنده: محمد و مامان
درباره من
من 19 آبان 1382 ساعت 13:45 اومدم تو این دنیا!!!
من -مامان محمد- این وبلاگ رو برای پسر گلم ساختم تا هر چی دوست داره بنویسه. جمله های قرمز (یا زرد) رو خودش گفته و من کلیدها رو نشونش دادم و تایپ کرده.جمله های صورتی رو گفته و من نوشتم.جمله های بنفش رو هم من بدون اجازش نوشتم. نظرات دیگران خیلی خوشحالش می کنه!! لطف کنید توی نظرات محمد رو مخاطب قرار بدید که من عینا براش بخونم.!!! ممنونیم که سر زدین! ******** این قالب رو من تو اولین روزای سال 1388 با استفاده از عکسا و نقاشی های محمد درست کردم و به عنوان یه عیدی مجازی به پسر گلم هدیه میدم.